|
*----------------داريوش---------------* |
عکس های عاشقانه روی ادامه ی مطلب کلیک کن که ا ز قافله جا موندی رفیق. کلیک کن منتظر چی هستی بابا چرا حیرونی ********************************داریوش***************************** بد دردیه اونی ک منو یه جای نجات داد حالا بد جوری منو در چوبه دار خواهد آویزاند منظورم ... حک شد در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت با زحمت داریوش
دوست خوبم غم از من خواسته که ترسهای کودکیم رو بنویسم. ۱ـ در کودکی از هرچیزی که میترسیدم سرم میومد. ۲ـ از کتک خوردن خیلی می ترسیدم همیشه می خوردم. (ولی حالا دیگه نمی ترسم). ۳ـ توی مدرسه کار خرابی که می کردم می ترسیدم زنگ بزنن به بابام. (منم مجبور بودم تلفن خونه رو همیشه قطع کنم).البته تا زمانی که بابام موبایل نداشت. ۴ـدوست دختر رو دوست داشتم همیشه میترسیدم از دستشون بدم و بلاخره........ ۵ ـ از یه مریضی خیلی می ترسیدم بلاخره گریبان گیرم شد. ۶ ـ دوست دخترم رو سه سال تموم دوست داشتم و می ترسیدم از دستش بدم تا اینکه همینطور شد. ۷ ـ هیچ وقت از مرگ نترسیدم.(اگر می ترسیدم ممکن بود تا حالا مرده بودم). دوست دارم این رفقام ترسهای کودکیشون رو بنویسن: راهی نیست تا فردا من از دیار عروسک ها می آیم غم انگیزترین خوشحالی دریاچه نقره ای هر وقت احساس کردی دلت برای کسی تنگ شده قلبت برای کسی می تپد هر وقت دیدی چشمات بدون اینکه از تو اجازه بگیره اشکاش رو گونه هات رها میشه هر وقت شبا از خواب پریدی و اون جلوی چشمات بود دیگه بدون داری شاگرد غم می شی *-------------------------------داریوش-------------------------------* مرا یارب نمی خواهی گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم به جز عشقی که دردش را به من دادی به من یارب چه بخشیدی که رد کردم *-------------------------------داریوش-------------------------------* خدایا اکر تو درد خوشی را می کشیدی تو هم غوشی را به خوبی می چشیدی اکر چون من به مرک آرزوها می رسیدی پشیمون می شدی از این که خوشی را آفریدی *------------------------------داریوش--------------------------------*تنهایم ,تنهای تنها تنهایی که از تنهایی, تنها, تنها را میشناسد و تنها, تنهایی اش را با تنها سپری می کند *------------------------------داریوش--------------------------------*ر دنياي ما دنياي نامرد است ان استاد غم شدن از بهر درد است ر از غم جدا شی يک گناه است ن که قاتل غم است تاد گناه است واقعامونتاژی *------------------------------داریوش--------------------------------* باز باران بي ترانه***گريه هايم غصه داره ***مي خورد بر سقف ذنم***ياد ايام یه ذره غم داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***خوش به حالم که الان با غم هستم مونتاژی *----------------------------داریوش--------------------------------* هيشکي باورش نشد ....... يه پرنده يه جا اسيره همه عمرشو باخته...... داره تو قفس مي ميره بسته اون بال و پرش را ........ دلش از قصه بره روزي که رها بشه ........ تا به ابرا مي پره نگاهش به آسمونه ........ که يکي نگاش کنه اونو از اون بگيره ........ از قفس رهاش کنه حالا توي لحظه هاش ....... صداي ناله مي ياد ديگه باور نداره ....... انتظار به سر مي ياد هيشکي باورش نشد...... يه پرنده يه اسيره همه عمرشو باخته ... داره تو قفس مي ميره حک شد در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 ساعت با زحمت داریوش آهنگ (فردمنش-قمیشی-چاوشی-یگانه-امید-معین-هاتف-فرزاد فرزین-داریوشخواجه امیری-شادمهر-بهنام صفویان)
آهنگهای تیتراژهای(سریال وفا-سریال متهم گریخت-خاک سرخ) حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش
احمق ادب: یعنی کمک به یک خانوم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاجی نداشته باشه. ازدواج: قمار زندگی است و در قمار کسی برنده است که بیشتر تقلب کنه. بوسه: اتفاقی است که فقط یک تو گوشی نصیب آدم میکنه. خسیس: کسی است که وقتی خونش آتیش میگیره تا آتش نشانی میدود که پول تلفن ندهد. دوران تجرد: دورانی است که معمولا بعد از ازدواج ارزشش معلوم میشه. زوج ایده آل: شوهر کر و زن لال. عشق: دردسری که برای فراموش کردن آن باید عشق تازه تری پیدا کرد. سرخ پوست: مرد خوشبختی که وقتی زنش او را میبوسه صورتش ماتیکی نمیشه. ماچ: بوسه ای که هنوز رنگ آرتیستی نگرفته. هالو: شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخره. حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش عکسهای داریوش اقبالی{خواننده ی محبوب} برای دیدن تمامی عکس ها ادامه ی مطلب را بزنید
حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش درسينه ام جايگاهي است ******************************داریوش********************************* صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
*****************************داریوش*********************************** اگر دبير فيزيک بودم بهت ثابت مي کردم سوي نگاهت از مرکز قلبم ميگذره
***********************داریوش*************************** حس نکرد هیچ کس ویرانیم را حس نکرد وسعت تنهاییم را حس نکرد در میان خنده های تلخ من گریه پنهانیم را حس نکرد در هجوم لحظه های بی کس درد بی کس ماندنم را حس نکرد آنکه با آغاز من مانوس بود لحظه پایانیم را حس نکرد آخر خدا جون ، مگر چيزي جز ناشكري از من ديدي !! پس چرا اينقدر بهم غصه ميدي !!؟؟ خدا جون تو كه به من هيچ احتياجي نداري پس چرا اينقدر من رو كمك ميكني !!؟؟ خدا جون خيلي نوكرتم ... تازه ، نوكرتم نميتونم باشم آخه تو كه نوكر هم نمي خواي .. لااقل يك كاري د ست ما بده كه رومون بشه بياييم طرف خونت .. خدا جون ببخشيد كه اينجوري ميگم اما : خيلي مي خوامت ... اما با مرام ، اين رسم رفاقت نيست كه همش تو به ما حال بدي ... به جون ِدلم خيلي خيلي ميخوامت ... اي پروردگارم ، اگر تمام هست و نيستم را عطايم كني يا از من باز بِستاني، به خداونديت سوگند لبانم از شكر بسته نخواهند شد ، اما تو را به عظمتت قسمت ميدهم كه هر چه خواهي بكن اما خودت را از من نگير ... ديگر هيچ از اين دنيا و دنياهاي ديگرت نمي خواهم ... خداوندا شكرت .... خدا وندا التماست می کنم بهم غم و غصه و اند وه بده ************************************داریوش********************************************* حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش من از بيگانگان هرگز ننالم كه هر چه كرد با من آشنا كرد
شب بود شمع بود من بودم و دوست شب رفت شمع رفت من ماندم و دوست
عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست تا نشد رسواي عالم كس نشد استاد عشق نيم رسوا عاشق اندر فن خود استاد نيست شمع داني كه دم مرگ به پروانه چه گفت گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي لبت نه مي گويد و پيداست مي گويد آري كه اين سان دشمني يعني كه خيلي دوستم داري دلت مي آيد آيا از زباني اين همه شيرين تو تنها حرف تلخي را هميشه بر زبان آري حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش اگر تو اين دنيا قرار بود جاي چيزي باشم دوست داشتم که جاي اشک هاي تو باشم در چشمات متولد بشم رو پلکات جون بگيرم رو صورتت جاري بشم و روي لب هات بميرم
حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش غمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم. . .
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم ***********************************داریوش*******************************************
اخرش
دیدی آخرش نموندی
منو تا جنون کشوندی دلی که دادم به دستت آخرش زدی شکوندی آخراش خوب شده بودی تیتر نامه هامو خوندی ولی چون خوندی و رفتی دلم و بیشتر سوزوندی *********************داریوش************************ دعا کن خدا غم و بهت هدیه کنه.......... وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه
وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي ...... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن..
وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه .... وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني...
وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه
وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي ووقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد
چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه
خدايا به دادم برسه غم و بهت هدیه کنه ***********************داریوش*************************** کجایی ای غمم تنها زينت قلب بي پناهم تويي و عشق به تو .... دوستت دارم بي نهايت با صداقت تا قيامت کجایی ای غمم ************************داریوش*********************
حک شد در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش هر جا هستي، ياد من باش ! ياد اين نفس بريده! كه يه عمره توي آينه، تنها عكس تو رو ديده! هر جا هستي، ياد من باش! من كه با ياد تو موندم، حک شد در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش
*-----------------------------------داريوش{استاد غم و غصه و اندوه و عشق}داريوش------------------------------------* اگر اومدینظر ندادی ...........الهی تو بمیری و من نمیرم ............. سر قبرت بیام پارتی بگیرم الهی سرخک .......... اوریون بگیری تب مالت وبلای جون بگیری ........... الهی سر تا پات فلج شه.................... کمرت بشکنه دستت کبود شه ......................... الهی حسبه MS بگیری در راه بیمارستان بمیری .............................الهی خیر نبینی .................اسم تیپ A بگیری هنوز زنده ای پس کی میمیری ..............الهی همسر ایدزی بگیری .........بفهمی داری از ایدز میمیری............. بیا تو یه نظر بده همین جا.......... تا اخر عمر زنده باشی و بر پا حک شد در چهارشنبه نهم اسفند 1385 ساعت با زحمت داریوش |
This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2007 all rights reserved
Www.Dariush367Mari.Blogfa.Com